داستان آدم در قرآن

خدا میگوید که من قراردهندۀ خلیفه در زمین هستم(بقره:30).
فرشتگان اعتراض میکنند و خداوند میگوید که من چیزی میدانم که شما نمیدانید(بقره:30).
خدا، آدم را از خاک خلق میکند، و سپس به او میگوید "باش"، پس "موجود" میشود.(آل عمران:59)
در پی آموختن اسماء که دقیقاً نمیدانیم چیست به آدم، گروه فرشتگان مأمور میشوند که به خاطر آدم یا برای آدم سجده کنند(بقره:34، اعراف:11، ...).
ابلیس که از جنیان بود(کهف:50) و کافر بود(بقره:34، ص:74) در میان فرشتگان بود و طبق روایات کفر خویش را پنهان میکرد، تا اینکه در اینجا کفر خود را بروز داد و: «سجده نکرد»(بقره34، اعراف:11، حجر:31، طه:116 و...) دلیل سجده نکردن ابلیس خودبرتربینی و غرور بود(بقره:34، اعراف:12، حجر:33، اسراء:61).
در پی رسوا شدن ابلیس و آشکار شدن کفرش: «او از درگاه خدا رانده شد»(اعراف:13 ،حجر:34،ص:77).
شیطان تا روز قیامت از خدا فرصت میخواهد و خدا زمانی خاص به او فرصت میدهد(ص:81-79، اعراف:15-14، حجر:38-36)
شیطان گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت میدهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت،مگر بندگان مخلصت را.» (خدا) فرمود: «این راه مستقیمى است که بر عهده من است (و سنّت همیشگیم) که بر بندگانم تسلّط نخواهى یافت مگر گمراهانى که از تو پیروى میکنند و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست! هفت در دارد و براى هر درى، گروه معیّنى از آنها تقسیم شده اند!(حجر:44-39 و نیز اعراف:18-16) شیطان حتی به عزّت خدا سوگند خورد که تمام آنها به جز مخلصین را گمراه سازد(ص:83-82) و خداوند نیزهمان امر را فرمود که جهنّم را از او و کسانی که پیروی او را میکنند پُر خواهد فرمود(ص:85)
آدم و همسرش به امر خدا در باغی که جنّت خوانده میشود(و بدون شک نباید با بهشت موعود اشتباه گرفته شود)، ساکن میگردند، خدا او را از نزدیک شدن به یک درخت خاص نهی فرمود(بقره:35، اعراف:19) و نیز در مورد شیطان به آدم میفرماید: «اى آدم! این، دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به زحمت و رنج خواهى افتاد.»(طه:117)
شیطان که تا زمانی مشخص فرصت یافته است، به سراغ آدم و همسرش می رود: شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهى نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند!» و براى آنها سوگند یاد کرد که من براى شما از خیرخواهانم. و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرودآورد.(اعراف:22-21 و به طور مشابه در طه:121-120و...) پس اینجا مشخص است که شیطان برعکس تورات، ادعایی دروغ کرد و وعده ای دروغ داد، ضمن اینکه باز برعکس تورات، شیطان نه برای زن بلکه برای هر دو قسم یاد کرد و آدم به خاطر مخفیکاری زنش گمراه نشد، بلکه خود نیز در جریان کار بود و فریب خورد.
نکته مهم این است که قرآن، ابداً مدعی نیست که آدم و حوّا عریان بودند، بلکه طبق قرآن، آنها لباس به تن داشتند و شیطان با این فریبکاری لباسهای آنها را از تنشان کند(اعراف:27)
در پی خوردن از درخت، آدم و همسرش از سوی خدا مورد مؤاخذه قرار میگیرند و از جنت هبوط میکنند(اعراف: 24-22، بقره:36و...)
آدم و همسرش، ابراز ندامت میکنند(اعراف:23)
آدم کلماتی را از خدا فرا میگیرد که توبه اش پذیرفته میشود(بقره:37)
خدا آدم را در بین برگزیدگان خود از میان جهانیان، برمیشمرد.(آل عمران:33)
اینها چیزهایی هستند که من از داستان آدم و همسرش فهمیده ام. داستان آدم را قرآن در بخشهای مختلف مطرح میفرماید و برای درک صحیح مطلب باید تمام مطالب را کنار هم قرار داد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 1:6 توسط محقق
|